تبليغاتX
bojnourdan - منبع آب

                                           

با شروع فصل تابستان، شایعه ای در میان برخی شهروندان بجنوردی قوت گرفت که تا پایان ماه مهر به بار نشست. تخریب قدیمی ترین سازه بتنی در خراسان شمالی که آن را با نام منبع آب می شناسیم. اطلاعات دقیقی از مشخصات شرکت سازنده و دوره ی زمانی به پایان رسیدن آن در نزد عموم نیست. اما بیش از 50 سال است که همه ی مردم با هیبت مرتفع این مخزن انس گرفته اند وتا مدتی هم چنان بلند ترین و مستحکم ترین بنای شهرمان بود که اینک کارشناسان اداره ای که مالکیت آن مجموعه را به عهده دارند، ظاهراً معتقدند که این مخزن هوایی، یارای مقاومت در برابر لرزه های شدید زمین را ندارد.

هرچند که این اظهارات رسمی نبوده و بر گرفته از افکار عمومی همشهریان است. اما متاسفانه قضاوت بر آمده از این اطلاع رسانیِ ضعیف، این است که هدف، فروش قطعه زمینی است که سال ها متروکه مانده و سُست بودن زمین بهانه ای بیش نیست. که اگر استدلال نداشتن مقاومت سازه در برابر زلزله درست وعلمی هم باشد، ظاهراً تخریب چاره ی کار نیست. زیرا به مدد پیشرفت تکنولوژی، می توان با تقویت پایه های آن، سال های سال منبع آب را به عنوان نمادی از معماری دهه ی 30 به نمایش گذاشت.

با در نظر گرفتن استدلال متولیان منبع آب، اگر چنین مشکلی برای بلند ترین سازه ی آجری جهان با 75 متر ارتفاع در گنبد کاووس که بیش از 1000 سال از عمرآن می گذرد پیش بیاید، باید آن را تخریب کرد؟ روی سخن ابتدا با اعضای محترم شورای اسلامی و مسئولین فرهنگی شهرداری است که از گذشته های نه چندان دور در حافظه ی تاریخی شهروندان بجنوردی، عملکرد قابل قبولی از آن ها به ثبت نرسیده است.

از نابودی عمارت کلاه فرنگی که مربوط به یک قرن پیش است بگذریم، به برج منظرمی رسیم که جرمش قرار گرفتن در مسیر تعریض و امتداد خیابان بوده و سر در املاک که ارزشی برای مسئولین آن روزها نداشته است. سپس شاهد حذف تدریجی سقّاخانه در بش قارداش می شویم و یخچال که محل ساخت و فروش یخ طبیعی در انتهای خیابان 17شهریور بود، در چند سال پیش با خاک یکسان می شود. و در ادامه ی زیبا سازی شهر، چهار طاق تیموری با صدها سال سابقه در حوالی معصوم زاده، جنب سازمان انتقال خون فرو می ریزد .

و در نهایت عمارت قدیمی خسرو خان در خیابان امیریه ی شمالی را به جرم گذاشتن پایه های آجری اش که بهار خوابی بر آن سواربود، آن هم بر لب جوی خیابان، از نظرها حذف می کنند و جایش آپارتمان سبز می شود.

اینک نوبه ی منبع آب فرا رسیده است و علاقمندی جز افکار عمومی برای ادامه ی حیات آن، در هیچ سازمان و اداره ای دیده نمی شود. و فقط اشتیاق مردمی است که سال ها با تماشای به این سازه، دل به آن بسته اند و اینک هر روز با نیم نگاهی از روی نگرانی، از مقابلش می گذرند. به راستی برای این شیوه ی مدیریتی اگر نام سوء تدبیر بر آن نگذاریم، شما چه عنوانی پیشنهاد می کنید؟

   

+ نوشته شده توسط احسان حصاری مقدم در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 و ساعت 16:45 |